تبليغاتX
سربازهای وطن

خدایا !

مگذار دعا کنم

که مرا از دشواری ها و خطرهای زندگی

مصون داری

بلکه دعا کنم تا در رویارویی با آنها

بی باک و شجاع باشم.

مگذار ازتو بخواهم

درد مرا تسکین دهی

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخش

********************************************************





خدایا! هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر! عمریست گرفته ای , مبادا رها کنی...!   

 یاد دارم روزگاری که مردی میگذشت از خانه ها
داد میزد کهنه قالی میخرم،جنس عالی میخرم
اتفاقا بوی نان در حیاط خانه ی ما پیچید
پدرم آهی کشید بغضش شکست.با حذانت گفت:
ای خدا شکرت ولی این زندگی است که ما داریم؟
اتفاقا مادرم هم روزه بود.
خواهرم بی روسری بیرون پرید.با صدای بلندی گفت:
آقا سفره خالی میخرید؟



+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 5:38  توسط یاسر ربیعی | 
سلام  باعرض پوزش  تست سایت برای آزمایش دوباره تا وب تکمیل شود زمانی طول میکشه
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 8:41  توسط یاسر ربیعی | 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 8:40  توسط یاسر ربیعی | 
دوستان گرامی من از این که در این مدت طولانی نتونستم براتون چیزی بنویسم شرمندم چونکه رمز عبور رو فراموش کرده بودم با ایمیلم رو که بلاخره پیدا شد....................... خدارا شکر از این به بعد هم بازم براتون مینویسم خدا حافظ تا پست بعدی..................................................
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 7:51  توسط یاسر ربیعی | 
چطورین خوب هستین به امید خداوند بزرگ من که الآن تو اهوازم اونم خط مرزی (خرمشهر) من نمی دونم تمام اون بچه هایی که با ما از اول بودن الآن کجان ولی امیدوارم به همشون خوشبگذره
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 7:34  توسط یاسر ربیعی | 
با تشکر از شما دوستان که به وبلاگ خودتان سر میزنید

ازکسانی که در این وبلاگ نظر دادند بسیار سپاسگذارم امید وارم که نظر هایتان باعث بهتر شدن این وبلاگ گردد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 18:27  توسط یاسر ربیعی | 
دوره کد هم تمام شد و بازهم بچه ها از هم جدا شدند دوری از کسایی که ۴ ماه باهم زندگی کردیم ....

فکر کن چقدر سخته .

 

                                      

                

            

            

   

 

  

                    

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 16:59  توسط یاسر ربیعی | 
در تاریخ ۲۵/۲/۱۳۸۶ در پادگان دو آب آموزشی تموم شد وبا تعدادی از بچه ها به سراب برای دیدن دوره کد

رفتیم .

سراب جای خوبی بود اما هوای خیلی خیلی سردی داشت هر روز باد شدید داشت در (حد بندسلیگا)

بگذریم میریم سوراق جدول درسته ۶۰٪ - ۶۰درصد .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 14:52  توسط یاسر ربیعی | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:16  توسط یاسر ربیعی | 

سلام به تمام سربازان ایران زمین بخصوص سربازان آموزشی دوآب .

در این وب خاطرات وعکسهای دوستان آموزشی و سربازان دیگر قرار داده خواهد شد

پس باما همراه باشید .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:45  توسط یاسر ربیعی |